موسیقی درمانی برای کودکان

تاریخچه آموزش موسیقی به کودکان

در یونان باستان ، به هنر موسیقی نسبت به هنرهای دیگر توجه بیشتری می شد و پایه ی اصلی تعلیم و تربیت بر خواندن و نوشتن موسیقی و ورزش قرار داشت.یونانیان موسیقی را برای پرورش روح و ورزش را برای تقویت جسم ضروری می دانستند.

افلاطون در کتاب خود به نام جمهوریت بر نقش مهمی که موسیقی در امر آموزش و پرورش کودکان دارد تکیه می کند و گذشته از ورزش ، پرداختن به موسیقی را جزء وظایف روزانه ی کودکان می داند.

در قرن شانزدهم در مدارس آلمان و اروپای غربی طبق نظام نامه ای آواز خواندن نیز مانند نوشتن و خواندن در برنامه های درسی راه یافت.

 

کلودی یو منته سوری در سال 1907 خانه کودکان را برای کودکان دو تا هفت ساله تاسیس نمود و سعی کرد که مسائل آموزشی و تربیتی کودکان معلول را مطرح کند ، او به تدوین این روش پرداخت که :

1.آموزش موسیقی کودک را نمیتوان محدود به حدودی نمود چون ممکن است که کودک در هر لحظه حرکت متفاوتی انجام دهد.پس آموزش کودک به خود کودک بستگی دارد.

2.هدف او از انجام تربیت گوش کودک آواز خواندن بود یعنی کودک می بایستی صداهایی را که می شنود بخواند.

3.وی معتقد بود که حرکات ریتمیک باعث رشد قوای جسمانی کودکان می شود.

بسیاری از دیدگاه های منته سوری برای کودکان با مشکلات یادگیری به کار می رود.

 

مراحل رشد کودک

از زمان بارداری تا 18 ماهگی کودک شما خیلی سریع رشد می کند

1.از 20 هفتگی بارداری کودک شما می تواند بشنود

2.از بدو تولد کودک شما ممکن است از صداهای ناگهانی از جا بپرد

3.از 3 ماهگی کودک شما به موسقی واکنش نشان می دهد. بوسیله پیچ و تاب خوردن و برگشتن به سمت صدا و …

4.کودک از 6 ماهگی به تقلید صدا می پردازد

5.در یک سالگی کودک شما می تواند ضرب موسیقی را درک کند

6.از 18 ماهگی کودک به موسقی واکش هماهنگ نشان می دهد

7.در 18 ماهگی کودک می تواند موسیقی کودکان را شناسایی کند.

 

 

 

موسیقی و ریتم می تواند به کودکان کمک کند که:

 

1.فعالیت های موسیقایی از قبیل آواز خواندن ، حرکات ریتمیک و نواختن ساز ، باعث گسترش مهارت های کودکان می شود که این می تواند شامل مهارت های جسمانی ، رفتاری ، اجتماعی و …. باشد.

 

2.هیجانات خود را بیان کنند. وقتی که آنها شاد باشند ، آهنگ نشاط انگیز می خوانند و یا ملودی گیرایی را زمزمه می کنند.در مقابل اگر آنها عصبانی یا ناکام باشند ، حرکات ریتمیک آنها ممکن است نامنظم و حالت تهاجمی داشته باشد.

 

3.انرژی خود را رها می سازند و آن انرژِ را در بروز خلاقیت ها و اهداف سودمند دیگری ، هدایت می کنند.یک یاز اهداف فعالیت های موسیقایی و شاید به نوبه بتوان گفت ، یکی از مهم ترین این اهداف ، بروز خلاقیت در کودکان است که همیشه جزو اندیشه های بنیادی فکر بشری بوده است.با بداهه گویی و بداهه نوازی کودکان یاد میگیرند که چگونه عقاید و تمایلات خود را با سمبل ها و الگوهای صدایی که در موسیقی فراگرفته اند، تطبیق داده و بصورت موزیکال بیان کنند و این همان هدایتی ست که از بروز انرژی اضافه ی کودکان انتظار می رود.

 

4.اعتماد به نفس پیدا میکنند ، چون می توانند از ذهن و جسم خودشان استفاده کنند.کودکان کسب اعنماد به نفس را فرا میگیرند و متوجه می شوند که در بروز افکار هنری خود ، کاری را انجام دهند که خود می خواهند و از ابراز عقیده و حرکات خود بیمی نداشته باشند.

 

5.کودکانی که اعتماد به نفس را فرا می گیرند می توانند در یک گروه به موسیقی گوش فرا دهند و می توانند در مورد آن ابراز عقیده کنند. این ابراز عقیده می تواند انتقاد کردن از آن و یا توصیف آن و یا تجزیه و تحلیل و ارزیابی آن باشد.

 

6.فرد به واسطه فعالیت موسیقایی ، مهارت های فکری و اجتماعی خود را گسترش می دهند.

 

 

 

 

بطور کلی از طریق فعالیت های موسیقایی ، افزایش مهارت های کودک باید در بسیاری از موارد انجام پذیرد:

1.مهارت های جسمانی

2.مهارت های اجتماعی

3.مهارت های حرکتی

4.مهارت های زیبا شناختی

5.مهارت های ذهنی

توسعه و رشد این مهارت ها باعث می شود کودک در فعالیت های موسیقایی رشد کند و بطور فزاینده ای مفاهیم و مهارت های پیچیده را درک کند.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *